DASTNEVESHTEHA-SAMAN.BLOGFA.COM
DaSt-NeVeShTeHaMDaSt-NeVeShTeHaM -
http://dastneveshteha-saman.blogfa.com/
DaSt-NeVeShTeHaM -
http://dastneveshteha-saman.blogfa.com/
TODAY'S RATING
>1,000,000
Date Range
HIGHEST TRAFFIC ON
Thursday
LOAD TIME
0.3 seconds
16x16
PAGES IN
THIS WEBSITE
1
SSL
EXTERNAL LINKS
3
SITE IP
38.74.1.43
LOAD TIME
0.281 sec
SCORE
6.2
DaSt-NeVeShTeHaM | dastneveshteha-saman.blogfa.com Reviews
https://dastneveshteha-saman.blogfa.com
DaSt-NeVeShTeHaM -
dastneveshteha-saman.blogfa.com
Error 404 - Page not found
http://www.dastneveshteha-saman.blogfa.com/Profile
صفحه ای با این آدرس پیدا نشد!
TOTAL PAGES IN THIS WEBSITE
1
dastneveshteh-rira.mihanblog.com
دست نوشته
حضور به حضور می زایم زمان را از نور. پنجشنبه 10 مهر 1393. نگاهت را می ستایم. خنده ات را هنوز. میان شر شر آبشاری که نه از نیاگارا می بارد. و نه در ذهن دختری کولی جاریست. این صدای تنهایی من است. که چشمان گرگان تیز دندانی برآن بسته شده. و من هنوز غوطه ورم. میان این زمهریر بی پایان که خورشید را به اسارت برده است. هنوز شبها از کلاف نگاهت شالی گرم می بافم. و صبح ها به گردنم می اندازم. به امید آنکه فردا خورشید بر دل سردم بتابد. 113 روز در سرما. کد اشتراک گذاری مطالب. یکشنبه 9 شهریور 1393. خوشا به حالت ای روستایی.
دست نویس
دست نوشته های علی حسین زاده قالهری. دست نوشته های علی حسین زاده قالهری. یک روز از یک سال. قصه گوی شب یلدا. عنوان اولین مطلب آزمایشی من. ساخت وبلاگ جدید در blog.ir. نرم افزار مهاجرت به blog.ir. وبلاگ رسمی شرکت بیان. پاسخ به سوالات وبلاگ نویسان. آخرین وبلاگ های به روز شده. زندگی به سبک بیان! رسانه متخصصان و اهل قلم. یک روز از یک سال. از فراز بام عمر ، نگاهی به راهی که طی کرده ایم. در آن دور های فاصله گرفته ، دلمان در گرو سنجد قرمز مانده است . قصه گوی شب یلدا. قالهر، قلعه نر، قالهر قدیم، از کجایش بگویم که ا...
دست نوشته های یک دانشجوی تئاتر
دست نوشته های یک دانشجوی تئاتر. من با کدامین راه به مقصد خواهم رسید. در اوج باور سکوت. وقت ورق خوردن عمر. در اين سياهه ي هبوط. ثانيه هاي پا به ماه. از نفس تو ميشه خوند. رسيده مرگ بر سر ما. اين اعتياد يا س ما. اين آخرين پاييز ما. دوباره آغاز مي شود. هر حلقه از زنجير ما. اين بوسه هاي ناتموم. در هوس اين راه شوم. دوباره تکرار مي شود. اين روزگار بي دووم. ما مبتلا به اين قفس. سرخورده از هر چه نفس. در اين هواي تازگي. ماييم و تو همين و بس. نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 22:35 توسط امین عارف. مختارنام...
واژهای سراپا معطل
وقتی صبح شد، پاییز بود،.،دودی غلیظ از کتف نیم سوخته من بلند بود،من مرده بودم. دیروز امروز شد و هیچ. میترسم فردا امروز شود و . نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعتتوسط آرام. خواب آمد سراغ چشمانش. بسته شد درب های زندانش. و به آرامشی رسید خانه کمی. بعد از آن نعره های طوفانش. و زنی تا سحر به فکر فرار. مرد غرق فرار آسانش. و دلش گرم شد به نفرین ها. که خدایا بگیر از او جانش. چند ساعت گذشت و آخر کار. خواب آمد سراغ چشمانش! نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعتتوسط آرام. دستی به ببر به لحجه ی جغرافیای من.
مسافر مهاجر
دلتنگی های یک مسافر. مسافر مهاجری که در جستجوی خوشبختی همراه با همسفرش به آن سوی کره زمین سفر کرد آیا می تواند؟ و می خواهد تنهاییهایش را با شما قسمت کند. از مشهد تا بريزبين. اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد. اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد. از : عمربن الخطاب خلیفه المسلمین. به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس. من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ را برافراشتیم،...
dastneveshteha-saman.blogfa.com
DaSt-NeVeShTeHaM
Morvarid o khoda bayad hefz kone tu del e sadaf vagarna k tu tah e oghyanus. Hezaran khatar tahdidesh mikone . arezu mikonam khoda morvarid haye. Mano tu delam, khoda morvarid haye shoma ro tu delatun, khoda morvarid haye. Hame ye adama ro tu delashun hefz kone . amin. Mah e yazdahom o dust daram . novamber v bahman . novamber. Khatere angiz tare baram. Post 321: Vos`at e Eshgh. Post 320: Asr haye Paeez o Barg rizan. Post 319: Del tangi ha Ba Arzesh. Del, del e dige! Post 318: Zaman e Naghashi. Esmesho c...
شب های سپید
دستنوشته های فاطمه همتی. این تمبر ژاپنی را. از کلکسیونری ورشکسته خریدم. تصویر زن زیبایی ست که نام کوچکش جیوواناست. و لباسی سرخ به تن دارد. همه ی ما زیباییم. و جامه های سرخ به تن داریم. هیچ نامه ای را به مقصد نخواهیم رساند. در دره ی آزادی. به کلکسیون مردگان بی تاریخ الصاق می شویم. نوشته شده در دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۳ ساعت 2:57 PM. با اولین ب ر ف. تو بر این نیمکت. تمثیل نگاتیو موهای توست. با انگشتان چوبی آدم برفی. ها ا ا ا شووو ررر می زنی. پازتیو زمستان می شوم. شالت را دور گردنم گره می زنی. و این غصه مرا.
هر عشقی میمیرد خاموشی میگیرد عشق تو می ماند در دلم
هر عشقی میمیرد خاموشی میگیرد عشق تو می ماند در دلم. اضافه به علاقمندی ها. به پرشین بلاگ خوش آمدید. با سلام و احترام. پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم. شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:. Http:/ help.persianblog.ir. براي راهنمايي و آموزش. Http:/ news.persianblog.ir. اخبار سايت براي اطلاع از. Http:/ fans.persianblog.ir. براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان. Http:/ persianblog.ir/ourteam.aspx. اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت.
دل نوشته های من
دل نوشته های من. تولد شما هم مبارک. هیچ گاه نمیتوان با انداختن سنگ های پی در پی تصویر ماه را از خاطر آب پاک کرد. پس هیچ وقت نپندار که از خاطرم فراموش شده ای. نوشته شده توسط باران عشق در جمعه دوازدهم مهر 1392 ساعت 12:6 موضوع لینک ثابت. دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده! کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا! یک هفته در تب سوخت . . . نوشته شده توسط باران عشق در جمعه بیستم اردیبهشت 1392 ساعت 16:28 موضوع لینک ثابت. هر چی محکم تر بغل کنی.
dastneveshtehaiam.persianblog.ir
دیگر نمینویسم
تو بخوان من بازهم مینویسم نام سابق اینجا بود. حالا دیگر نمینویسم). مامان خانوم تولدت مبارک! ساعت ۱٢:٤٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٤. چهار سال پیش امشب خسته بودی از درد، ضعف و بیماری! چهار سال پیش امشب از خستگی آرزو کردی که زودتر بروی برای همیشه! چهار سال پیش امشب درست چهل روز مانده به اینکه به آرزویت برسی! سه سال است که امروز که می شود یادم میوفتد وقتی دیدم روی آن تکه سنگ سیاه تاریخ کامل تولدت را ننوشته اند پرسیدم چرا و گفتند مهم نیست! تاریخ تولد تو تا ابد مهم است! شاید همین قدر کافی ست! یادمه شوخی می کرد و می خن...
dastneveshtehaieman.blogfa.com
.... مینویسم برای هیچکس
به نام محبوب دلها. چند وقت بود تصمیم داشتم یه وبلاگ درست و درمون برای خودم راه بندازم که به جای سیاه کردن کاغذایی که کم کم داره زیر تختم رو طی یه کودتای نرم و خزنده به اشغال خودش در میاره راحت شم این شد که بلاخره تصمیم مان رابه مرحله اجرا رسانیده و وبلاگ جدیدمان را افتتاحیدیم باشد که روزی کاغذ های عزیز حلالمان کنند. نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد ۱۳۸۹ساعت 11:30 توسط فرشته. و تو عاشق بودی و من عاشق. نم نمک عشق دیگر جلوه نداشت. سرد بود حال و هوای واژگان. خدا هم رنگ باخته تر از همیشه فقط نظاره گر. امروز ...