KHATEREBA7.BLOGFA.COM
خاطره بازی های آرامخاطره بازی های آرام - نوشته می شوم تا پاکم کنی
http://khatereba7.blogfa.com/
خاطره بازی های آرام - نوشته می شوم تا پاکم کنی
http://khatereba7.blogfa.com/
TODAY'S RATING
>1,000,000
Date Range
HIGHEST TRAFFIC ON
Tuesday
LOAD TIME
0.7 seconds
16x16
PAGES IN
THIS WEBSITE
20
SSL
EXTERNAL LINKS
11
SITE IP
38.74.1.43
LOAD TIME
0.721 sec
SCORE
6.2
خاطره بازی های آرام | khatereba7.blogfa.com Reviews
https://khatereba7.blogfa.com
خاطره بازی های آرام - نوشته می شوم تا پاکم کنی
khatereba7.blogfa.com
خاطره بازی های آرام -
http://khatereba7.blogfa.com/post-171.aspx
خاطره بازی های آرام. نوشته می شوم تا پاکم کنی. شنبه بیستم تیر ۱۳۹۴. فروکش کردم، نتونستم بیام بنویسم. می دونم دلیل درستی نیست. ولی نشد. دوباره شروع می کنیم. خاطره گفتن و خاطره ساختن رو. دنگ شو جانمم که داره می یاد. دلم برا اینکه بیام ازش براتون بگم تنگ شده. اگه کسی از نوشته های این مدتی که حذف شده، چه نوشته های من چه نوشته هایی که خودتون برام نوشتید، عکس داره لطف خیلی بزرگی می کنید برام بفرستیدشون. نوشته شده توسط راوی در ساعت 14:50 لینک. برای خاطر رفاقت . آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟ دوستداشتنی بی ن...
خاطره بازی های آرام -
http://khatereba7.blogfa.com/post-174.aspx
خاطره بازی های آرام. نوشته می شوم تا پاکم کنی. سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴. به هر جای این زمین که نگاه کنی خون آدمایی ریخته شده که می تونستن با یارای کمشون جلوی لشکر چند برابری وایسن و . خیانت نزدیک ترین کسشون . سنگینی بار این دردا قلبمو فشار می ده. می دونم فایده ای نداره اما هر بار که دوباره می بینمشون، دوباره می خونمشون چنگ می زنم که همه چی رو تغییر بدم ولی. تموم شده، سال های سال های سال ازش گذشته. که چیزایی که توشون غرق بودی و غصه هایی که همه ی زندگی ت گرفته بود چقدر کوچیکن. برای خاطر رفاقت . اینم به ...
خاطره بازی های آرام -
http://khatereba7.blogfa.com/post-173.aspx
خاطره بازی های آرام. نوشته می شوم تا پاکم کنی. دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴. شب که می رسد از کناره ها. چقد این شبا آهنگای قدیمی دارن منو برمی گردونن به خودشون، به خودی که بودم، به حس و حالی که با هیچی نمی شه گفتنش. حس و حالی که فقط تو زیر و بم این آهنگا می شه دوباره پیداشون کرد، داشتشون. روزایی که اینقدر درگیر آدما و اتفاقا و چیزای بیرون خودم نبودم، به همون اندازه هم تنها نبودم. تنهایی اون روزا تنهایی ناب بود، تنهایی که پرم می کرد، بی نیازم می کرد، بی نیاز. شب که می رسد از کناره ها. برای خاطر رفاقت . یادتو...
خاطره بازی های آرام -
http://khatereba7.blogfa.com/post-168.aspx
خاطره بازی های آرام. نوشته می شوم تا پاکم کنی. سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴. یه وقتایی، شنیدن یه حرفایی از یه کسایی، خوش ترین حس و حالا رو بهت برمی گردونه، حتی اگه داشت باورت می شد که شک ریشه ی خیلی از خوشیاتو سوزونده. آره، اونچیزی که آخر همه می میره امیده. نه، نه، اونچیزی که هیچ وقت نمی میره امیده. هیچ وقت نمی میره، ما فک می کنیم مرده. فک می کنیم چون می ترسیم. نوشته شده توسط راوی در ساعت 3:3 لینک. برای خاطر رفاقت . آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟ خداوندی که دریا را برای موسی می شکافد. خشن دوستداشتنی...
خاطره بازی های آرام -
http://khatereba7.blogfa.com/post-185.aspx
خاطره بازی های آرام. نوشته می شوم تا پاکم کنی. چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۴. دو شب مونده. هیجان دارم. تو تمام بدو بدوها یی که گاهی خنده از صورتم برمی داره یهو یادش می افتم و یه آرامش خوشی به تمام وجودم می شینه. کاش همه ی آهنگامو بخونن. سه تا آهنگ دیگه م، " آبان کاشی 16" ، "تو می دونی" و " دیده می بندم". دیده می بندم رو که هیچ وقت نمی خونن، اما اون دوتا. وای، آبان. اصلا یه جور خاصی با وجودم عجینه، کلمه به کلمه ش. وقتی شروع می کنه، " روز باتو، شب به یادت، قصه با اسم تو قصه س." وای. برای خاطر رفاقت . یادتونه که...
TOTAL PAGES IN THIS WEBSITE
20
پایان خیابان پنجاه و دو - از شهر
http://www.vadie78.blogfa.com/post/107
پایان خیابان پنجاه و دو. روحم را زنبورک خانه کردم.هزار شش ضلعی کوچک ۳ ۳. نرمک نرمک از لب چشمه می آید،رعنا! خندان خندان ناز و کرشمه میآید،رعنا! لنگان لنگان راه وصالت پیمودم . و صدای زنی در فاصله ی بین سکوت و صدای خوانندهی قدیمی:. این صدای ملوک ضرابیست که میشنوید. شمسی خانوم گفت، چی گفت! دم گوش من گفت، چی گفت؟ پاتایا می ری خطر داره، چرا؟ واسه هورمونات ضرر داره، آها! و بعضی ها هم می پرسند: برادرید! مثل هر روز این تابستان دیدن یک فیلم،چند جمله صحبت با دوستی و بعد خواب . پیش از خواب توی ذهنت هر چه امروز ا...
پایان خیابان پنجاه و دو - جنگ
http://www.vadie78.blogfa.com/tag/جنگ
پایان خیابان پنجاه و دو. روحم را زنبورک خانه کردم.هزار شش ضلعی کوچک ۳ ۳. و چه کوههایی بین ماست . چه بیابانهایی و چه سرزمینهایی . خشک.خلوت.شاید در گزند جنگی که سالهاست هست و نیست. چالههای کمعمق گلآلود،واحه های انگشتشمار بین راه . تو کجایی؟ شاید بین همان جادههای پرگیاه و گل که آسفالت کهنه و ناقصشان در زیر سنگهای شکسته و خاک و خاشاک راه گم شده. پیچک های خود رو می پیچند دور گردن و دست و روح هرکس که میگذرد . اما انگار برای کسی مهم نیست. که باشد و یا نباشد.اصلا کسی هست؟ آدم ها در گذر زمان. خاطره بازی های آرام.
در چشم باد -
http://www.darchashmebad.blogfa.com/post-19.aspx
برای خاطر دوست داشتن . خاطره بازی های آرام. نوشته شده در ساعت ۱:۱۵ قبل از ظهر توسط راوی. به پاس هر وجب خاکی از این ملک. چه بسیار است آن سر ها که رفته. زمستی بر سر هر قطعه زین خاک. خدا داند چه ا فسر ها که رفته. هر لحظه و هر یاد و هر خاطره ای از این داستان رو که بخواید و بخوایم اینجا ثبت می شه. گندم جان در مورد آقای بهنام وارسته که پرسیده بودی، ایشون کار تصویر همین سریال رو انجام دادن. نوشته مي شوم تا پاکم کني:. کوتاه نوشته هاي دروني من). جمعه ، بیست و هشت خرداد هشتاد ونه. آخرین قسمت در چشم باد. بارسا برد ...
پایان خیابان پنجاه و دو - آدم ها در گذر زمان
http://www.vadie78.blogfa.com/tag/آدم-ها-در-گذر-زمان
پایان خیابان پنجاه و دو. روحم را زنبورک خانه کردم.هزار شش ضلعی کوچک ۳ ۳. گرم به نظر میرسد. چه رسیدن هایی نرسیدن میشوند و برعکس. چه زندگی هایی مرگ و چه مرگ هایی زندگی. چشمش از خیال گرم شده بود که صدای قدم های غول آهنی از تاریکی به روشنایی آمد. رفت و تکیه داد به پنجرهای که درامان مانده بود از هجوم جمعیت. این کتاب در تاریخ ۹۳/۱/۸ از موزه مکتب کمال الملک بعد از بازدید باغ نگارستان و صرف چای و نهار در کافه تهرون خریداری شد. کاش کیفیت خوبش هم گیر میآمد که اجباری به خریدن افست نبود. صفحهای تا خورده بود. یا این ...
پایان خیابان پنجاه و دو - رمان های فارسی
http://www.vadie78.blogfa.com/tag/رمان-های-فارسی
پایان خیابان پنجاه و دو. روحم را زنبورک خانه کردم.هزار شش ضلعی کوچک ۳ ۳. رمان وصال در وادی هفتم،قسمت هفتاد و نه(پایانی). چیزی به یاد نمیآورم.ک ی لیلا رفت؟ ک ی علی قلی را دیدم؟ می گویم:( شنگول.) می گوید: ( می و بنگ؟ برچسبها: رمان های فارسی. وصال در وادی هفتم. نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۹۴ساعت 22:33 توسط بامداد. رمان وصال در وادی هفتم،قسمت هفتاد و هشت. نسیمی شعله را پ ر میدهد.پرندهیی سپید از بالای سرمان میگذرد و در سیاهی فرو میرود. شب سردی است.). شب تاریکی است.). پیش از این ماه میتابید.). نفرت و نا...
در چشم باد
http://www.darchashmebad.blogfa.com/8905.aspx
برای خاطر دوست داشتن . خاطره بازی های آرام. نوشته شده در ساعت ۱:۱۵ قبل از ظهر توسط راوی. به پاس هر وجب خاکی از این ملک. چه بسیار است آن سر ها که رفته. زمستی بر سر هر قطعه زین خاک. خدا داند چه ا فسر ها که رفته. هر لحظه و هر یاد و هر خاطره ای از این داستان رو که بخواید و بخوایم اینجا ثبت می شه. گندم جان در مورد آقای بهنام وارسته که پرسیده بودی، ایشون کار تصویر همین سریال رو انجام دادن. نوشته مي شوم تا پاکم کني:. کوتاه نوشته هاي دروني من). جمعه ، بیست و هشت خرداد هشتاد ونه. آخرین قسمت در چشم باد. بارسا برد ...
پایان خیابان پنجاه و دو - یک برشِ کوتاه
http://www.vadie78.blogfa.com/post/104
پایان خیابان پنجاه و دو. روحم را زنبورک خانه کردم.هزار شش ضلعی کوچک ۳ ۳. و چه کوههایی بین ماست . چه بیابانهایی و چه سرزمینهایی . خشک.خلوت.شاید در گزند جنگی که سالهاست هست و نیست. چالههای کمعمق گلآلود،واحه های انگشتشمار بین راه . تو کجایی؟ شاید بین همان جادههای پرگیاه و گل که آسفالت کهنه و ناقصشان در زیر سنگهای شکسته و خاک و خاشاک راه گم شده. پیچک های خود رو می پیچند دور گردن و دست و روح هرکس که میگذرد . اما انگار برای کسی مهم نیست. که باشد و یا نباشد.اصلا کسی هست؟ آدم ها در گذر زمان. خاطره بازی های آرام.
TOTAL LINKS TO THIS WEBSITE
11
خدا ایمان عشق وفاداری
خدا ایمان عشق وفاداری. ای نام تو بهترین سراغاز. به نام خدایی که انسان را با عشق افرید. نوشته شده در جمعه پنجم فروردین ۱۳۹۰ساعت 19:2 توسط ayoob. امسال دومین سالمه که میخوام کنکور بدم و تموم اینده م به همین بستگی داره و واسه همین شاید این اخرین باری یاشه که میایم تو بلاگم.انشالله با یاری خدا موفق میشم واسم دعا کنید.اگه موفق بشم شاید حدود یه سال دیگه با عشقم که مثل نفسم شده و جونم به جونش بنده ازدواج کنم. الان تو هجده ماهگی عشمون هستیم و جونمون به جون همدیگه بنده. با تمام وجودم دوستت دارم نفسم. با تمام وجود...
*دختر احساس فرانک*
حامیان توافق خوب و استقلال علمی. باسلام وتشکر از انتخاب این وبلاگ.امیدوارم که خوشتون بیاد وبا نظراتون تو بهتر شدن وبلاگ کمکم کنید. نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 91/2/17ساعت 1:0 عصر توسط فرانک نظرات . بعضی آدم ها را نمی شود داشت ، فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت! بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها! اصلا به آخرش فکر نمی کنی ، آنها برای اینند که دوستشان بداری. آنهم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق ،. یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست …. سال هاست مرده ای. سربزیر ...
به نام تنهاترین تنها
به نام تنهاترین تنها. آغاز ولایت منجی عالم امکان (عج الله تعالی فرجه الشریف)مبارک. شهادت امام حسن عسكري(عليه السلام) تسليت باد. السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام). درود بر اول زائر ابی عبدالله. السلام علیک یا ابا عبدالله(علیه السلام). شهادت امام الساجدین، امام زین العابدین (علیه السلام) تسلیت. السلام علیک یا ابا عبد الله(علیه السلام). السلام علی علی اکبر (علیه السلام). السلام علیک یا علی اصغر (علیه السلام). السلام علی قاسم بن الحسن (علیه السلام ). سلام و درود بر آقا امام زمان (عج). فرمودند د...
بافته هایی از یک خیال
بافته هایی از یک خیال. سال نو را به همه ی شما دوستان عزیز تبریک میگم امیدوارم سال پربرکت و شادی داشته باشین. این هم عیدی من به شما دوستان عزیز. شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴. دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳. یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳. دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۳. چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۳. شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳. شنبه سوم خرداد ۱۳۹۳. این طرحم هنوز کامل نیست در اسرع وقت کامل شده هم میذارم. یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۳. پنجشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۳. دوشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۲. امیدوارم خوشتون بیاد،لطفا نظر فراموش نشه.
خاطره بازی های آرام
خاطره بازی های آرام. نوشته می شوم تا پاکم کنی. شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴. شبیه ستاره های دریایی شده. ترمیم می کند زخم هایی را. که به هر گوشه اش می زنند. آدم هایی که دست شان به ستاره های آسمان، نمی رسد. نوشته شده توسط راوی در ساعت 19:2 لینک. چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴. یه وقتایی یه حرفایی درباره ی خودت می شنوی که شاید تا اونموقع نمی دونسی، که یادتم که می یاد یه خوشی بازیگوش دلچسبی تا ته دلت نفوذ می کنه،. فکر کردن بهشم چشامو پر ذوق می کنه. دیو درونم". دوسش دارم. نوشته شده توسط راوی در ساعت 18:24 لینک.
غم نامه
ممنون می شم در زمینه ی شعر راهنمایی کنید. کسی چرا صدا مرا صدا نکرد. عاطفه را باید دزدید. این روزها که تو هستی. بیا و دفنم کن. همشهری : شقایق شیما. دیوار نوشته های خیس. جوجه ی نوک سیاه. چشم هاي باراني من. صدای سکوت وحیده خانم. دل نوشته های من. ஜミ ミ اينترنت رايگان ミ ミ. ستاره های کوچولو سارا خانم. بی تو بودن کار من نیست وحیده خانم. معرفت من های من ، منهای جهان. غریبه نیست صدای فریاد های بی جواب. غریبه نیست صدای اشک های بی صدا. باران ببار تو خواب می باری. از نگاه چشمان پر غم بی فریاد معصومی که پایانی ندارد.
انجمن خاطره بازان حلی
انجمن خاطره بازان حلی. ما زنده ایم به خاطره ها . این انجمن برای حفظ،مرور و ترویج خاطرات مدرسه ی علامه حلی توسط چند تن از فارغ التحصیلان خاطره باز راه اندازی شده است.خاطره هایتان را با رعایت ادب و یادآوری زمان،مکان و اساتید حاضر در خاطره برایمان بفرستید تا با نام خودتان چاپ شود. منتظر همکاری شما هستیم. جمعه 17 دی 1389 10:12 ق.ظ. نوع مطلب: ( خاطره. مکان: کلاس ادغامی ریاضی 1 و 4. به روایت: فؤاد صمدنژاد. سلام به خاطره بازها. اون دوتا عكسی كه گفتم رو هم پیوست كردم. آخرین ویرایش:جمعه 17 دی 1389. خسته هست و منم...
❤♥●در امــتـداد نـــقـــطـﮧ چـــیـن❤♥●•٠
در امتداد نقطﮧ چین ٠. سلام خوش اومدین . این شعر ها تمامش مال خودمه . لطفا نظر بدین. این وبلاگ برای منه. لطفا لطفا لطفا از کپی کردن مطالب پرهیز کنید. چون همش متعلق به خودمه. با تبادل لینکم موافقم. پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ 14:11 نگار قاسمی. سایتو جای تو باور میکنم . سکوت و بغض و هوای این اتاق. هی میگن دیگه تورو ندارمت. منو وادار میکنن خاطره ها. شب به شب به خاطرم بیارمت. تو هوای بی هوای این اتاق. من دارم با یه خیال سر میکنم. با خودم بجای تو حرف میزنم. سایتو جای تو باور میکنم. به امید روز برگشتن تو.
خاطرات روزانه ما
من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم پیدا نمیشدی تو شاید که مرده بودمممم. بسم الله الرحمن الرحیم. و إ ن ی کاد ال ذین ک ف ر وا ل ی ز ل ق ون ک ب أ ب صار ه م ل م ا س م ع وا الذ ک ر و ی ق ول ون إ ن ه ل م ج ن ون. ثبت خاطره ها همیشه لذت بخشه. زندگیمون داره روزای 5سالگیشو طی میکنه.امیدوارم بهترین روزها در انتظارمون باشه. ما دوشنبه 25 شهریور 87 بعد یه روز کاری برای اولین بار همدیگه رو دیدیم نزدیکای ساعت 3. و روزای آخر اسفند 87یکی شدیم توی رویاهامون. همسرم متولد اسفند65 و من فروردین 67هستم. در جست و جوی خدا. هنوز هی...