NAZANIN716.BLOGFA.COM
وبلاگ سيد جواد رحمتيوبلاگ سيد جواد رحمتي - تصرف خيال - وبلاگ سيد جواد رحمتي
http://nazanin716.blogfa.com/
وبلاگ سيد جواد رحمتي - تصرف خيال - وبلاگ سيد جواد رحمتي
http://nazanin716.blogfa.com/
TODAY'S RATING
>1,000,000
Date Range
HIGHEST TRAFFIC ON
Saturday
LOAD TIME
0.4 seconds
16x16
PAGES IN
THIS WEBSITE
20
SSL
EXTERNAL LINKS
28
SITE IP
38.74.1.43
LOAD TIME
0.414 sec
SCORE
6.2
وبلاگ سيد جواد رحمتي | nazanin716.blogfa.com Reviews
https://nazanin716.blogfa.com
وبلاگ سيد جواد رحمتي - تصرف خيال - وبلاگ سيد جواد رحمتي
nazanin716.blogfa.com
وبلاگ سيد جواد رحمتي
http://www.nazanin716.blogfa.com/91062.aspx
وبلاگ سيد جواد رحمتي. ۱۷شهریور بدنیا اومدم نمی دونم چرا! می تونستم جایی دیگه برم. میتونستم اونروزی که تو بدنیا اومدی بدنیا بیام. اگه موافقی . نه ولش کن جام انقدر تنگه که نپرس .خوب بپرس! آقا جان شهریوری ها لاغرن که جاشون تنگه زود جوش میارن . شعر تولدمو بعد از این .رم. هر سال این موقع. دیوونه خونه تکونی میکنم. دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱. سید علی میر افضلی. سید مسیح شاه چراغی. دیوانه از قفس پرید. سید هادی نزاد هاشمی. کافه ترانه امید محمودی. حالا که تو نیستی با نبودت چه کنم. هفته دوم اسفند ۱۳۹۱.
وبلاگ سيد جواد رحمتي
http://www.nazanin716.blogfa.com/post-36.aspx
وبلاگ سيد جواد رحمتي. وقتی میخواهم به شما بگویم سال نو مبارک دلم برای کفش های کهنه ام تنگ میشود .وقتی به قار نشین ها فک میکنم درک و شعورم عرق میکند که چگونه مطالب خود را با وجود وقت و الهام پذیری از طبیعت بکر باز کوتاه می نوشتند. وقتی به خودم می گویم اگر بجای کاغذ سنگی از نژاد قار و سخره جلو روت میزاشتند مطمعنن حاظر نمیشدی کلماتی بی معنا و محتوا بگی کسی و نقد کنی یا هر روز آپ باشی یا بخوای تمرین کنی و بعد مچاله کنی بندازیش دور منم از اول این نوشته نه پاک کردم نه حالشو داشتم علائم دستور زبانی بتراشم.
وبلاگ سيد جواد رحمتي
http://www.nazanin716.blogfa.com/post-41.aspx
وبلاگ سيد جواد رحمتي. دست مزد دستانت باران. که از هر دستت هزار انگشت می ریزد. برای روزنه ی ابرها. باران که خودش را نمیگیرد. برای کسی که زیر چتر سیاهش. بغضی در گلویش قیافه گرفته است. عکس چشم های مرا . گریه های خنده دار. می چسبانی روی برگها. حرف اول و آخر ماهی ها. با همان لحجه ی باب.باب.باب.باب. که این را تو باب کرده ای. خودت را نگیر باران! که بند می آیم با انگشتانت. اگر میشود این دستت را. دست به دست کن به ما هم برسد. دست بوس شما باشیم. پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱. سید علی میر افضلی. سید مسیح شاه چراغی.
وبلاگ سيد جواد رحمتي
http://www.nazanin716.blogfa.com/91044.aspx
وبلاگ سيد جواد رحمتي. متن های درون لاشه بوی زن میدهد. از فکر متن خارج بود / که امشب تولد شب باشد ومن هنوز. حال مردنم خوب نیست! شمع ها را فوت کرد/دود سیگار/تا خاموش شود/این ماه بگیر نگیر در چشمانم. تا او شروع کند به قاچ کردن من/در صحنه های مختلف شعر. مثل انگشتانم/که بریده بریده دنبال صدایم میگردند. کنار میز تلفن/دور دهانم/. منهم دنبال خودم میگردم. افسوس سرم پشت سرم بود /نمی دانستم امشب را باید چگونه فریاد کشید. کسی بیرون متن صدای مرا می شنود! زبانم در تخت گاه آشپزخانه/ هر چه جیغ هایش ریز و ریز تر میشد.
وبلاگ سيد جواد رحمتي
http://www.nazanin716.blogfa.com/post-42.aspx
وبلاگ سيد جواد رحمتي. بگذار پیش تو باشند. پرنده هایی که توی تمام حفره های جدائیمان لانه می ساختند. تو تنها تنه یی باش. که برای جوجه های فصل بعد. ریشه کن شدنم را از ریشه تعریف خواهد کرد. از اینجا به بعد من بریدم. پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱. سید علی میر افضلی. سید مسیح شاه چراغی. دیوانه از قفس پرید. سید هادی نزاد هاشمی. کافه ترانه امید محمودی. حالا که تو نیستی با نبودت چه کنم. هفته دوم اسفند ۱۳۹۱. هفته دوم دی ۱۳۹۱. هفته چهارم آذر ۱۳۹۱. هفته او ل آذر ۱۳۹۱. هفته دوم آبان ۱۳۹۱. هفته دوم شهریور ۱۳۹۱. هفته سوم دی ۱۳۹۰.
TOTAL PAGES IN THIS WEBSITE
20
گیسا -
http://www.arghavankaveh.blogfa.com/post-10.aspx
یك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه:. لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟ پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد. خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه. کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس میخونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست،نسل آینده است. پسر می گه: بله.
گیسا
http://www.arghavankaveh.blogfa.com/9003.aspx
تمام تناسب توست با عشق. بی قراری ام را. نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 14:3 توسط رضوان پور کاوه. از استیضاح فرشته ها. بازگشته اند پای بساط قهوه ی من. خیره مانده به چشم هایم. اسم مستعار من است. انحصاری انجمادپذیری ام را. پیش چشم های تو تجربه می کنم. خدا در سرخرگ هایم. با هر تپش قلبم عاشق شود. من احساساتی ترین پدیده ی قرنم. من به پایبوس تو در آوردم. نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 14:2 توسط رضوان پور کاوه. یك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه:. پسر می گه: بله. سیاست ...
گیسا -
http://www.arghavankaveh.blogfa.com/post-6.aspx
دوست دارم ذره ای از د ینم را به این همه دلدادگی و سرایش عاشقانه ی شما، با یادآوری یکی از شعرهاتان در این جا، ادا کنم. جسارتم را می پذیرید و می بخشید که؟ برای تسکین خاطر دوستی به نام UPDATE). من که خوابم نمیبرد ، خواب و. نیمههای شب شده و. تو در آغوش همسرت خوابی. ازتوعمری گذشته اما من. باخودم فکر میکنم که هنوز. تو همان دختر جوان هستی. با همان گونههای سرخابی. فرض کن این اتاق پیش من است. وهمین تخت با من خوشبخت. فرض کن این لباس خواب سفید. فرض کن این ملافهی آبی. زیر باران من خراب شود. اتفاقا تو هم پس از باران.
پوئتیکا - از سرِ خیار به تهش، و بالعکس
http://www.poesis.blogfa.com/post/179/از-سرِ-خیار-به-تهش،-و-بالعکس
از سر خیار به تهش، و بالعکس. دربارهی مجموعهداستان تازهی هوشنگ مرادی کرمانی. خلاصه و فنی اگر بخواهیم بگوییم، شگرد او این است که وصف را حداقل میکند و واقعه را در مرکز مینشاند. ضرباهنگ داستان را اینطوری بالا میبرد. خوشبینانهاند و مخاطب را خوشبین میخواهند و وقتش را خوش میکنند. این از این. جمله ح سن شد؟ برویم و به عیوب برسیم. کافیست همان محاسن بالا را حالا جور دیگر بخوانیم: گفتیم که، مرادی کرمانی ذاتا قصهگوست. این را ستودیم. اما این بار قصهگو را نیز درون گیومه بگذاریم و ببینیم اکنون چه معنایی میدهد. متناسب با...
پوئتیکا - رباتهای ملول و موادِ شیمیاییِ مضر
http://www.poesis.blogfa.com/post/180/رباتهای-ملول-و-موادِ-شیمیاییِ-مضر
رباتهای ملول و مواد شیمیایی مضر. دربارهی رمان صبحانهی قهرمانان. این حکایت دیدار دو مرد است، دو سفیدپوست تنها و بیکس، لاغر و نسبتا پیر، بر سیارهای که شتابان به سوی مرگ میرفت. و این عین جملهی اول رمان. اما به این هم قانع نبوده. راویاش جلوتر، اما در همان فصل نخست، آخروعاقبت آن دیدار را هم لو میدهد و خیال من و شما را راحت میکند. بنا نیست دستودل خواننده تا آخرین صفحات بلرزد که چه به سر این دو مرد تنها میآید. کشمکش؟ پس کدام کشمکش ذهنی یا عینی بناست فکر مخاطب را مشغول کند؟ باری، با این روش خطوط اصلی داستان برجس...
پوئتیکا - به عبارتی
http://www.poesis.blogfa.com/post/177/به-عبارتی
از نیمراه بیستسالگی به ابتدای چهارمین دههی عمر: گذار از رؤیاهای بیتعبیر دونفره به خوابهای تخت انفرادی. نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ساعت 2:37 توسط میلاد کامیابیان. من میگویم. تو حرف مرا میفهمی. پس ما هستیم. این هایکو فارسی است. اما تو پیر میشوی. شاعران در زمانهی خودسانسوری به چه کار میآیند؟ تو را که حتی برهنگیات را هم از تن در آورده بودی. از فرهنگ و هیولاهای دیگر. از جریان به جامعه. با خون بیقاعدهاش میآید. استوار بر مخروبههای مدرنیته، حکمتی شهری باید. فاصلهگیری از فاجعه، گذار از نامآوا به سخن.
پوئتیکا
http://www.poesis.blogfa.com/1393/12
رباتهای ملول و مواد شیمیایی مضر. دربارهی رمان صبحانهی قهرمانان. این حکایت دیدار دو مرد است، دو سفیدپوست تنها و بیکس، لاغر و نسبتا پیر، بر سیارهای که شتابان به سوی مرگ میرفت. و این عین جملهی اول رمان. اما به این هم قانع نبوده. راویاش جلوتر، اما در همان فصل نخست، آخروعاقبت آن دیدار را هم لو میدهد و خیال من و شما را راحت میکند. بنا نیست دستودل خواننده تا آخرین صفحات بلرزد که چه به سر این دو مرد تنها میآید. کشمکش؟ پس کدام کشمکش ذهنی یا عینی بناست فکر مخاطب را مشغول کند؟ باری، با این روش خطوط اصلی داستان برجس...
گیسا -
http://www.arghavankaveh.blogfa.com/post-2.aspx
جنایت چندم چشم های توام؟ که به دیکتاتوریسم انگشت اشاره ات. فانسخه قورت می دهم. و سلاخی می کنم عقده هایم را؟ شمشیرهای از رو بسته" تحفه می آوری. با تصادم پلک هات. استعمال دخانیات می شوم. تا قهوه ی تلخ تو را. می هراسید از تاریکی. با بخت سیاه من. و چشم سپیدی خودت. شطرنج بازی می کنی. و توبه های مرا. به سخره می گیری. دندان تیز کرده ام برای خواب های احتمالی ات. آخرین جنایت چشم هایت باشم! نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 12:23 توسط رضوان پور کاوه. تصور خیال-سید جواد رحمتی.
TOTAL LINKS TO THIS WEBSITE
28
قابل استفاده برای همه
آن که حاجت به مؤمن برد چنان است که حاجت خود به خدا برده و آن که آن را به کافر برد چنان است که از خدا شکایت کرده . [نهج البلاغه]. قابل استفاده برای همه. پارسی بلاگ، پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ.
زندگی کن
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 16:51 توسط نازنین. من از اصفهان اومدم. جای همتون خالی بود دوستان. نوشته شده در جمعه بیستم تیر 1393ساعت 12:13 توسط نازنین. سلام به دوستای گلم. من یکی دو هفته دارم میرم اصفهان. دلم لک زده واس اصفهان. مخصوصا واس خیابون جلفا. واس شب رو سی و سه پل. خلاصه این چند وقت ک نیستم نظر بزارم و. وبتون رو دنبال کنم. نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 9:58 توسط نازنین. شیشه چرا بخار نمیگیری؟ نامش را رویت نمینویسم! نوشته شده در چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 17:32 توسط نازنین.
NaNi
زیباترین روزخدا11مردادتولد بزرگترین هدیه خدانازنین به ما. سه شنبه 11 مرداد 1390 01:22 ق.ظ. Happy birthday my true love. Your beauty stems from up above. Sweetest smile and kindest heart. Like a priceless piece of precious art. Wish you a very happy birthday. May life lead you 2 great happiness. Success and hope dat. All your wishes comes true! In soft gleaming of stars. May all ur dreams come true,. May evry star of every night bring love and joy to you. Birthdays are 4 fun. Enjoy a sticky bun. نازنین فو...
بیا تو از خودمونی
بیا تو از خودمونی. من فعلا دیگه آپ نمیکنم. ببخشید که بی خبر گذاشتمتون. اگه خدا بخواد تا یه مدت دیگه دوباره کارمو شروع می کنم. نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ساعت 22:12 توسط نازنین. باید ها و نباید های زندگی یک پسر. شش سال او ل زندگي :. دست تو دماغت نكن. تو شلوارت پيپي نكن. مامانت رو اذي ت نكن. روي ديوار نقاشي نكن. انگشتت رو تو پريز برق نكن. دمپايي بابا رو پات نكن. به خورشيد نگاه نكن. شبها تو جات جيش نكن. تو كمد مامان فضولي نكن. با اون پسر بيتربيته بازي نكن. اسباببازيها رو تو دهنت نكن. جر و بحث نكن.
BLOGFA.COM
از ارائه خدمات در این آدرس به یکی از دلایل زیر معذوریم. تخطی از قوانین و توافقنامه استفاده از خدمات سایت. دستور مراجع قانونی جهت مسدود سازی وبلاگ. انتشار محتوای غیر اخلاقی یا محتوایی که براساس قوانین کشور تخلف است.
وبلاگ سيد جواد رحمتي
وبلاگ سيد جواد رحمتي. تو فیس بوک همو ببینیم. دوشنبه چهاردهم اسفند 1391. چند روز بود بعد از این همه پیگیری و سراغ به سراغ کردن و نشون دادن عکس خودم به اینو اون خودمو پیدا کردم نمیدونی چقدر فرق کرده بودو چقدر .آره چقدر هاش بیشتر از خودش بود! از بچگی دیگه همو ندیده بودیم. کاش هیچوقت نمی دیدمش. خیلی طول کشید تا من تو اون بتونم کنار بیام. مثل گریه یی که میخواد بیاد و غرورت نمیزاره. وقتی بغلش کردم گفتم بیا آدم باشیم! نزار انقدر اینو اون هی سراغتو بگیرن. گفت سراغ تو رو هم از من میگرفتن. پس بیا خودمون باشیم.
*** L...O...V...E ***
دانشجوی مهندسی مدیریت اجرایی مشهد. 1634;۸ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۳۳ ق.ظ ] [ نازنین نعمتی ] [ نظرات . 1638; فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۳٢ ق.ظ ] [ نازنین نعمتی ] [ نظرات . 1634;٧ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۳:٠۸ ب.ظ ] [ نازنین نعمتی ] [ نظرات . را دست کم نگیرید! 1634;٦ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٩:۳٩ ق.ظ ] [ نازنین نعمتی ] [ نظرات . ز یباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر میشوند ,پس هر موقع در. زندگی قرارگرفتید بدانید که طبیعت می خواهد تصویری زیبا از شما سازد. هدیه ایست که هر قلبی. فهم گرفتنش را ندارد. قیمتی دارد که هر کس. کمی به خودت بیا.
دلنوشته های نازنین زهرا
دلنوشته های نازنین زهرا. نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ساعت 5:59 نویسنده نازنین زهرا. دخترای گل روزتون مبارک. همه پرنسس های باباD:? همه عروسکای مامان( : همه خوشکلااا( (; همه no pv هاااO:-) اونایی ک اغاشون غیرتیه:'( همه خانوما ( (;? همه عشق پاستیلا : همه لواشکیا - -? روزتون مبار ک ایشالا عروس بشین? نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۳ساعت 17:49 نویسنده نازنین زهرا. بیست سالگی ام نفس های آخر را می زند. مثل ای טּ بہآرے . . . ڪه از پس آטּ. زمستاטּ س رد بی روح آمده,. می دانم. . . صدای تو خواهد آمد,.
یه دختـر تنــها..
همه ی دلتنگی های من. اینجا دیگه آپ نمیشه. نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 0:52 توسط نازنین. یک نفر دلش شکسته بود. توی ایستگاه استجابت دعا. پشت یک چراغ قرمز شلوغ. نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 11:23 توسط نازنین. جای خالی کسی، بدجوری میان روزهایم فریاد میزند. کسی که تنهایم گذاشت. نوشته شده در دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 20:25 توسط نازنین. و حتی ساعت گوشه ی این صفحه،. همه یک حرف دارند:. ثانیه ها بدون تو می گذرند.". نوشته شده در جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 17:28 توسط نازنین. و دیگر بی...
♥♥دل نوشته ها♥♥
ஐﻬ ஐﻬ می نویسم که بگذرد ومی نویسم که یادم باشد چگونه گذشتஐﻬ ஐﻬ. تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ 19:39 PM. میگن واسه آرامش خودتم که شده ببخش و فراموش کن. ولی وقتی از کسایی که توقع نداری می رنجی. هرچقدر هم که بخوای ببخشی و فراموش کنی نمیشه. انگار داری خودتو گول می زنی . وقتی از یه دوست می رنجی حتی اگه بگی بخشیدمش. یه چیزی ته دلت می مونه.کینه نیست.نه اصلا. یه جای زخمه.یه چیزی که نمیذاره اوضاع مثل قبل بشه. هرچقدر هم که تلاش کنی خودتو بزنی به اون راه و بگی بی خیال. بی فایده است. یه چیزی مثل " حرمت".
عاشقانه
بیا و عاشقم باش. می شود دلیل خنده هایت باشم؟ می شود سراسیمه به سراغم بیایی. می شود برایتان م رد؟ ببخشید آقا نمی شود! نا امیدی را در چشمانت ببینم. دستم را به پشتم قفل کنم. آخر شما باید زندگی من باشید! می شود شیطنت هایم را بفهمی؟ می شود باشی و بی خیال نبودن ها باشم؟ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 16:25 توسط هدی. بى حوصله كه میشه. نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 9:23 توسط هدی. هنوز با تمام نبودنت. نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 8:36 توسط هدی. به خاطر حسی که به بازیش گرفتی.