shadi3020.blogfa.com
تا زود... تا هميشه -
http://www.shadi3020.blogfa.com/post-15.aspx
تا زود. تا هميشه. خداوند بی نهایت است اما. به قدر نیاز تو فرود می آید،. به قدر آرزوی تو گسترده میشود. و به قدر ایمان تو کارگشاست. نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ مرداد۱۳۸۷ساعت 12:13 PM. خدايا مرا پاكيزه بپذير. من خيس فاجعه ام. ناگهان چه زود دير مي شود. طنز (روم به ديوار).
shadi3020.blogfa.com
تا زود... تا هميشه
http://www.shadi3020.blogfa.com/8608.aspx
تا زود. تا هميشه. روياي آسماني من نقش مي زند. بر اوج بيكرانه دريايي خيال. ياد تو مي وزد. تصوير با شكوه نگاهت. من منتظر كه ياد تو آرام بگذرد . تعبير آسماني روياي من شود. نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 12:2 PM. خدايا مرا پاكيزه بپذير. من خيس فاجعه ام. ناگهان چه زود دير مي شود. طنز (روم به ديوار).
shadi3020.blogfa.com
تا زود... تا هميشه -
http://www.shadi3020.blogfa.com/post-10.aspx
تا زود. تا هميشه. از تو نوشتن چقدر دشوار است و نا ممكن تر از آن برای تو نوشتن . و چه بی پايان می شود آغاز كرد و چون آغاز كنی پايان است. حتی يك سرفصل از نام تو پيدا نمی كنم كه سر مشقم باشد يا يك سر آغاز كه به سرانجام رسد. تو بی آغاز بی انتهايی ، تو ای وصف ناشدنی چگونه وصفت كنم. سكوت تا حريم مهربان و مقدست ميكشاند مرا. و احساس بودنت در سرزمين آنسوی آسمان، پرواز را جاودانه آرزويم می سازد. بخوان به نام پرودگارت" اين را اول بار تو گفتی و. ای رب العرش العظيم. بخوان مرا بسوی خودت! خدايا مرا پاكيزه بپذير.
shadi3020.blogfa.com
تا زود... تا هميشه
http://www.shadi3020.blogfa.com/8511.aspx
تا زود. تا هميشه. پنجره آرام مي گشود به سوي سحرگهان. هربار با صداي پر از مهربانيت. تنها طنين گرم و نوازشگر دلم. با لحظه ها و ثانيه همراز مي شدند. رنگ خزان زباغ وجودم. در لابلاي سبزترين خاطره ها محو مي شدند. پرواز بود و قاصدک و آبشار و اوج. مهتاب بود و شعر و نيازي به ناز موج. برق نگاه تو، در چشمهاي منتظر اشک مي نشست. آرام با بهانه کهنه، در اشک مي نشست. آن ديدگان شاد و پرفروغ. مبهوت و منتظر به تماشاي يک غروب. در اشک خفته است. چشمي پر از چرا و سوالات بي جواب، به دنبال يک طلوع. بر انتهاي ظلمت بي انتهاي شب.
hashinzsv.blogspot.com
دوباره اردیبهشت به دیدنت میآیم: July 2006
http://hashinzsv.blogspot.com/2006_07_01_archive.html
دوشنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۸۵. آب را گل نكنيم. آب را گل نكنيم. كفتری میخورد آب. يا كه در بيشه دور. سيره ای پر میشويد. كوزهای پر میگردد. آب را گل نكنيم. شايد اين آب روان. میرود پای سپيداری. تا فرو شويد اندوه دلی. نان خشكيده فرو برده در آب. زن زيبايی آمد لب رود. آب را گل نكنيم. روی زيبا دو برابر شده است. چه گوارا اين آب. چه زلال اين رود. مردم بالادست، چه صفايي دارند. بیگمان پای چپرهاشان. میكند روشن پهنای كلام. بیگمان در ده بالادست. چينهها كوتاه است. كه شقاق چه گلی است. چه دهی بايد باشد. در آمد اول؛.
shadi3020.blogfa.com
تا زود... تا هميشه
http://www.shadi3020.blogfa.com/8611.aspx
تا زود. تا هميشه. از تو نوشتن چقدر دشوار است و نا ممكن تر از آن برای تو نوشتن . و چه بی پايان می شود آغاز كرد و چون آغاز كنی پايان است. حتی يك سرفصل از نام تو پيدا نمی كنم كه سر مشقم باشد يا يك سر آغاز كه به سرانجام رسد. تو بی آغاز بی انتهايی ، تو ای وصف ناشدنی چگونه وصفت كنم. سكوت تا حريم مهربان و مقدست ميكشاند مرا. و احساس بودنت در سرزمين آنسوی آسمان، پرواز را جاودانه آرزويم می سازد. بخوان به نام پرودگارت" اين را اول بار تو گفتی و. ای رب العرش العظيم. بخوان مرا بسوی خودت! سپيد مي شود از. من خيس فاجعه ام.
shadi3020.blogfa.com
تا زود... تا هميشه
http://www.shadi3020.blogfa.com/8701.aspx
تا زود. تا هميشه. خدا حافظ اي روزگار كودكي. دوستت ميدارم. مي بوسمت و تو را در عكسها و خاطراتم ختم میکنم. تو در قلب من هميشه تازه و سرسبزي. اما ديگر تمام شده اي. از من دلتنگ شدي؟ اشكهايت را پاك كن. به خدا زود ، زود به سراغت مي آيم. اصلا انگار كه نرفته اي. انگار كه در پس لحظه ها جا نمانده اي. انگار كه همچنان با مني و من با تو. اشكهايت را پاك كن. صورت كودكانه ات خيس شد. ببين وقتي گريه مي كني چقدر زشت ميشي". باشد قبول.تو بردي. عكسها و خاطراتم را همين امروز. بيا در آغوشم. تو با مني و من با تو. سال نو هم مبارک.
hashinzsv.blogspot.com
دوباره اردیبهشت به دیدنت میآیم: February 2007
http://hashinzsv.blogspot.com/2007_02_01_archive.html
سهشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۵. همسایه ها مطلب بدین تا من وبلاگ داری کنم. با رایانامه ارسال کنید. این را در وبلاگ بنویسید! 8207;در Twitter به اشتراک بگذارید. 8207;در Facebook به اشتراک بگذارید. 8207;اشتراکگذاری در Pinterest. پنجشنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۵. شمایل تو بدیدم، نه عقل ماند و نه هوشم. 1548;دست هایت سرچشمه مهربانیست. 1548;چشم هایت معجزه زندگی. و اندامت آرامگاه دغدغه های بی پایان من. گیلاس مشروب تو را می خواهم. 215;××. خاطرات روزهای بی بازگشت من . 215;××. 1548;آیا دیدار دوباره آن روزها. آرزوی محال من است؟