SEDAYE-BARAN76.BLOGFA.COM
باران برگ هاباران برگ ها -
http://sedaye-baran76.blogfa.com/
باران برگ ها -
http://sedaye-baran76.blogfa.com/
TODAY'S RATING
>1,000,000
Date Range
HIGHEST TRAFFIC ON
Monday
LOAD TIME
0.2 seconds
16x16
PAGES IN
THIS WEBSITE
9
SSL
EXTERNAL LINKS
3
SITE IP
209.126.116.165
LOAD TIME
0.203 sec
SCORE
6.2
باران برگ ها | sedaye-baran76.blogfa.com Reviews
https://sedaye-baran76.blogfa.com
باران برگ ها -
sedaye-baran76.blogfa.com
یک مشت نامه - مهم!!
http://www.sedaye-baran76.blogfa.com/post/2
دارم به نامنتهای حماقت سفر میکنم! کنکور را چطور میشود توضیح داد؟ اگر دختر بچه ی 7 ساله ی عمویتان دستش را محکم بکوباند به در اتاقتان، جیغ جیغ کند و با صدایی که انگار از دیدن شما تعجب کرده داد بزند: سلام! و بعد چشم هایش را گرد کند و بپرسد: چکار میکنی؟ و حتی بدون اینکه منتظر جوابتان باشد بیاید تو و در را ببندد و بیاید به کتاب فیزیکت اشاره کند و بگوید: اینا چیه؟ این چرا یه خطش نیست؟ شکلاتی که خورده توی دهنش قرچ قرچ میکند،خودکار قرمز را برمیدارد و سر سطح شیبدار را به تهش وصل میکند: مثلثا رو دوست دارم! شانه ها...
پروفایل زهرا
http://www.sedaye-baran76.blogfa.com/Profile
یک مشت نامه
http://www.sedaye-baran76.blogfa.com/archive
نامه های یک من.
یک مشت نامه - تو اما باور نکن!
http://www.sedaye-baran76.blogfa.com/post/5
تو اما باور نکن! حال من خوب است، آنقدر خوب که امروز، نه راستی امشب! نشستم کنار راهروی خانه و تمام سلول های شقیقه ام را زیر انگشت هایم له کزده ام و بعد آنقدر خوب شده بودم که تا مدت ها صدای تیک تاک ساعت دیواری خانه که پدر از عمد رفته بی صدایش را خریده تا راحت بخوابد را شنیدم! و پچ پچ آرام مورچه ها یواشکی فالگوش ایستادم و آخر از ترس اینکه مبادا حرف هایشان را نصفه بگذارند زیر آخرین شعر هایی که خوانده بودم، مخفی شدم. من آنقدر مرده ام. که هیچ چیز مرگ مرا دیگر. نامه های یک من.
یک مشت نامه
http://www.sedaye-baran76.blogfa.com/1394/05
دارم به نامنتهای حماقت سفر میکنم! کنکور را چطور میشود توضیح داد؟ اگر دختر بچه ی 7 ساله ی عمویتان دستش را محکم بکوباند به در اتاقتان، جیغ جیغ کند و با صدایی که انگار از دیدن شما تعجب کرده داد بزند: سلام! و بعد چشم هایش را گرد کند و بپرسد: چکار میکنی؟ و حتی بدون اینکه منتظر جوابتان باشد بیاید تو و در را ببندد و بیاید به کتاب فیزیکت اشاره کند و بگوید: اینا چیه؟ این چرا یه خطش نیست؟ شکلاتی که خورده توی دهنش قرچ قرچ میکند،خودکار قرمز را برمیدارد و سر سطح شیبدار را به تهش وصل میکند: مثلثا رو دوست دارم! شانه ها...
TOTAL PAGES IN THIS WEBSITE
9
فراموشی را بستاییم - دعوت به یک چالش دوست داشتنی و معرفی کتاب های خوبی که خوندیم
http://www.forgetful.blogfa.com/post/19
دعوت به یک چالش دوست داشتنی و معرفی کتاب های خوبی که خوندیم. از اونجایی که در وبلاگ خیلی از عزیزان دعوت به یک چالش خیلی خوب اتفاق افتاده,تصمیم گرفتم من هم این کارو انجام بدم و چندتا از کتاب های خوبی که خوندم ,به شما معرفی کنم و بعدش هم شمارو دعوت کنم:). 1-"آتش بدون دود" از نادر ابراهیمی. 2-"من او" از رضا امیرخانی. 3-"جاناتان مرغ دریایی" از ریچارد باخ. و اون یکی زهرا. تاريخ شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 11:0 نويسنده نرگس.
فراموشی را بستاییم
http://www.forgetful.blogfa.com/1393/06
این ترم همه چیز بهتر از قبل به نظر می رسد. خوابگاه جدید و هم اتاقی تازه. اتاق دونفره یعنی سکوت و آرامش بیشتر.و این همان چیزیست که این اواخر به آن احساس نیاز می کردم. آرامش اتاق را و خلوتش را دوست دارم.اما نمی دانم آرامش من کجاست. بی حوصله ام.شاید خسته.شاید دلتنگ. وبلاگ هایتان را می خوانم.کامنت اگر نمی گذارم چون بی حوصله ام.چون نوشتن همین چندجمله هم برایم سخت است. برای آرامشم دعا کنید. تاريخ سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳ساعت 23:10 نويسنده نرگس. دلم خواست کلاس اولی باشم. و دوروز بعدش سر مداد رنگی سبزش با...
TOTAL LINKS TO THIS WEBSITE
3
sedaye-bale-fereshte.blogfa.com
صدای بال فرشتگان
يه فرياد، مدت هاست که از اعماق حنجره ام مياد و به محض اينکه به بار مى شينه، قورتش ميدم.هر بار بزرگتر از بار قبل ميشه و قورت دادنش سخت تر.الان تو گلوم پر از فريادهاى سرکوب شدس.فريادهاى نا آرومى که به زندانى بودن عادت ندارن. آخ که اگر زندانبان بخوابه. نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 6:33 بعد از ظهر توسط آذین. از يه جايى به بعد، ديگه گريه نمى کنى.هر چى هم که پيش بياد،اشکت در نمياد يا اگرم اشکى از چشمت بيفته، سبکت نمى کنه. اونجاس که بايد بترسى. کى مى تونه ادعا کنه که معتاد نيست؟ نوشته شده در پنجشنبه چ...
مربی
بدین گونه دیگر نیازی. ماهر ترین استاد خیاطی در منزل شما. مجموعه آموزش خیاطی با الگو. اثری از چهره شناخته شده در زمینه خیاطی، خانم سیما عمرانی، می باشد که شما قادر هستید با تماشای آن خیاطی را به صورت باور نکردنی در مدت زمانی کوتاه فرا بگیرید و آن را به صورت حرفه ای دنبال نمائید. با وجود مجموعه آموزش خیاطی با الگو اثر خانم سیما عمرانی عزیز شما می توانید هر نکته ای که برای این فن لازم است را بیاموزید و از آموخته های خود به راحتی کسب درآمد کنید. مجموعه آموزش خیاطی با الگو. مباحث و مواردی که با تماشای مجموعه.
کاش میشد هیچکس تنها نبود...
کاش میشد هیچکس تنها نبود. خيلي ممنون انقد آسون منو داغون كردي. بی کسی تنها کسم بود. خیلی سخته چی بگم به دلم که بهونه ی تو رو داره. آخه دلتنگییام برای تو هیچ وقت تمومی نداره. نوشته شده در جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ساعت 19:16 توسط مینا. اینجا در قلب من حد و مرزی. برای حضور تو نیست. به من نگو که چگونه بی تو. زیستن را تمرین کنم. مگر ماهی بیرون از آب. می تواند نفس بکشد؟ مگر می شود هوا را از. زندگیم برداری و من. بگو معنی تمرین چیست؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟ بریدن از خودم را؟ سلام بهانه ی من برای زندگی. ای زندگی ام .
هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
هرچه می خواهد دل تنگت بگو. خوش اومدید به وبلاگم . می خوام خیلی خودمونی و راحت در کنار هم و با هم باشیم و و اینجا رو هوم پیج خودتون بدونید پس واقعا هرچه می خواهد دل تنگ بگو. هرچه می خواهد دل تنگت بگو. شهید قلب تاریخ است. حضور اونیست یا یاری ما؟ شامپو رفع سفیدی مو سوبارو. تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۴ 23:4 نویسنده : نفس. چیه چرا انقدر تعجب کردی مگه گفتم خودکشی کن! در ضمن نظر بذاری لولو یا آل و.نمیخورتت! یادت نره ها منتظریم. راستی دوستان این خواهش از طرف هرسه نویسنده وبلاگه:. داخل پست خودش نظر بذارین. یکبار به ...
قصه ی تلخ تنهایی
قصه ی تلخ تنهایی. درد دل که می کنی. ضعف هایت، دردهایت را می گذاری توی سینی. و تعارف می کنی که هر کدامش را که می خواهند بردارند. و بزنند به روحت ! تاريخ شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 12:59 نويسنده رضا. هرگز شب را باور نکردم. تاريخ چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:25 نويسنده رضا. سرتاسر سال از مزرع ه مواظبت کرد. در آغاز فصل س رد تنش هیزم آتش کشاورز شد. پاداش وفا داری جز این نیست. تاريخ چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 19:14 نويسنده رضا. زندگی برخلاف آرزو هایم گذشت! امیدوارم شما را"اندیشه ها" بسازد. به چه میخندی تو؟
باران برگ ها
دلتنگی های برگی که. زیر باران حا مانده. گاهی خیلی راحت از خودم جدا میشوم، من دختری را میبینم که روی صندلی نشسته و دارد درس میخواند، میخندد،گریه میکند،حتی الآن! دارد تایپ میکند و این دقیقا وقتی شدت میگیرد که من کنار کلی آدم دیگر، نشسته ام، داریم درس میخوانیم سر کلاس و فکر میکنم کسی که کنار فاطمه نشسته و جواب سوالش را میدهد، چقدر آشناست! حس میکنم دور افتاده ایم، من و کلی شعر و آهنگ و دکلمه و داستان و کتاب و خوب، دیگر هیچ! من هنوز اگر بخواهم صحبت کنم، با مداد روی برگه های چرک نویس هایم شعر آزاد میکنم! حال م...
الفبای مشترک
به یاد مادربزرگ . 1570;یه قرآن. یادداشت های صابر رجب پور. پلاك 110 (حسن بلبلي). حامد پسر دایی ناصر! آنقدر سیب تا دریا. قلب قلم ( حسنا محمد زاده). حلقه به گوش ( محمد حسین رحیمیان ). دست چین (حسن بلبلی). سطرهای خالی (خانم رجبی). امروز کربلاست. ما کجاییم؟ دانشکده (فریده نوجی آذر). به یاد مادر بزرگ. عاشق شدیم عاشق رویای مشترک. در پیچ و تاب جاده ی فردای مشترک. هر روز اوج تازه ای از این تفاهم است. رنگ و لباس و ایده و دنیای مشترک. حس قشنگ سه دو و یک گفتن من و. آماده باش و گفتن "حالا"ی مشترک. به یاد مادربزرگ .
دوبـاره مــن
در زندگی زخم هایی هست ک مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و می تراشد. کاش آدم بدون اینکه یه سری چیزارو تجربه کنه بعضی چیزارو میفهمید. فهمیدن بعضی چیزا خیلی تلخه، خیلی. کاش آدم کور باشه و نبینه، کر باشه و نشنوه. کاشکی آدم لال باشه و با گفتن یه سری چیزا نشکنه دلیو. کاش کاش کاش. ازین کاشا تو زندگی خیلی زیاده خیلی خیلی خیلی! و نوش دارو بعد از مرگ سهرابه! دلتو ازم صاف کن لعنتی، من حالم بده! پن: دنبال ردی از خودم هستم. تو آینه هایی که پر از خاکه. دروغ هارو دوست دارم چون. گاهی حقیقت خیلی ترسناکه. و توی داست...
barooni
بعضی حرف ها هست که هیچ وقت تبدیل به پست نمی شن بلکه بغض می شن. مسائلی که به جای حل شدن. سه شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۳ 19:34 نویسنده: yeki]. قابل توجه اونایی که خودشونو می گیرن:. چاه توالت عمومی هم هفته ای دو بار می گیره . یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۳ 19:45 نویسنده: yeki]. پست ترین نقطه ی دنیا. جای بعضیا توی کتاب جغرافیا خالیه. با عنوان "پست ترین نقطه ی دنیا". سه شنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۳ 16:33 نویسنده: yeki]. آنچه بعضیا در سینه. یکشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۲ 15:54 نویسنده: yeki]. از رفتنش نگران نباش. از تمام مردها...
ناگفته های بانو
نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 12:8 توسط بانو. اینقد غمگینم که دلم داره میترکه. نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 19:19 توسط بانو. امروز فهمیدم اقای ج از ادارمون رفته.بدون خدافظی. نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت 18:18 توسط بانو. یکی از همکارا به اقای ج میگه سیستما قطع شده کی درست میشه؟ منم میگم اره راست میگن کار ادم لنگ میمونه اینجوری.اقای ج جلوی اون همه ادم بر میگرده میگه خانم شما موضعت رو مشخص کن طرف منی یا طرف اینا.یدفه همه همکارا ساکت میشن به من نگاه میکنن. اندر احوالات سر کار رفتن.