SOGAND4.BLOGFA.COM
خرس مهربونخرس مهربون -
http://sogand4.blogfa.com/
خرس مهربون -
http://sogand4.blogfa.com/
TODAY'S RATING
>1,000,000
Date Range
HIGHEST TRAFFIC ON
Wednesday
LOAD TIME
0.8 seconds
16x16
PAGES IN
THIS WEBSITE
15
SSL
EXTERNAL LINKS
3
SITE IP
38.74.1.43
LOAD TIME
0.799 sec
SCORE
6.2
خرس مهربون | sogand4.blogfa.com Reviews
https://sogand4.blogfa.com
خرس مهربون -
sogand4.blogfa.com
خرس مهربون -
http://www.sogand4.blogfa.com/post/12
نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ساعت 17:15 توسط .
خرس مهربون
http://www.sogand4.blogfa.com/posts
سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲. یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲. شنبه نهم آذر ۱۳۹۲. شنبه نهم آذر ۱۳۹۲. جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲. شاید امروز همون روزه. چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲. پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲. پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲. پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲. پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲. پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲. پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲. پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲. پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲. Powered by BLOGFA.COM.
خرس مهربون -
http://www.sogand4.blogfa.com/post/13
معلم ورقه هاراداد.صفرگرفته بودم! همه مسخره ام کردند! اماباورکن درست نوشته بودم. گفته بود جای خالی راباکلمه مناسب پرکنید؟ مگر جاهای خالی رافقط توپرنمیکنی؟ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 10:26 توسط .
خرس مهربون - اثر لمس
http://www.sogand4.blogfa.com/post/6
چه رنج ا وراست! میسابم باسوهانی .تمامی خطوط اندامم را. اثرلمس انگشتانت راازاعماق تاروپودم. نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ساعت 11:1 توسط .
خرس مهربون
http://www.sogand4.blogfa.com/1392/08
این روز ها دنیام به اندازه ی یک نفر کوچک شده. ویک نفربه اندازه ی خدا برای م بزرگ. اگربرود دین ودنیایم راباخته ام. نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 11:5 توسط . خواستم چشماتو ازپشت ب گیر م. دیدم طاقت شنیدن اسم هایی روکه میگی ندارم! نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 11:3 توسط . چه رنج ا وراست! میسابم باسوهانی .تمامی خطوط اندامم را. اثرلمس انگشتانت راازاعماق تاروپودم. نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 11:1 توسط . دنیایت رابادنیایم عوض میکنی؟ فقط برای چندلحظه . یکی بود.یکی نبود. بی خبری ...
TOTAL PAGES IN THIS WEBSITE
15
❦❧ خــ ـآطـ ِـرآت گـ ُـذَشـ ـتـ ِـه❦❧ -
http://www.my-redolence.blogfa.com/post/18
خ آط رآت گ ذ ش ت ه. ک ه ه نوز. ش نید ن ش. گ فت ن شو. د نیآ رو ق بول. یآ رو ق بول دآریم. به ا ندآزه ا د عآش. برای تبادل لینک هم خبرم کنید! روش جک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خنده دار ترین لطیفه دنیاست! افسوس هر چه سعی کردم مردم بفهمند فقط به من خندیدند. ص رف ا ج ه ت اط ل اع! اولا اگه قراره تبادل لینک بشه نباید یک طرفه باشه وگرنه پاک میشیدツ. دوما هر کی کپی کنه اجرش با ارواح(البته اگه به روح اعتقاد داشته باشه! سوما اونایی که نظرخصوصی میدن مثلا از چی می ترسن؟ Þ α ïñɢ ß нêαя. طراح قالب : آوازک.
❦❧ خــ ـآطـ ِـرآت گـ ُـذَشـ ـتـ ِـه❦❧ -
http://www.my-redolence.blogfa.com/post/19
خ آط رآت گ ذ ش ت ه. ش مآ بآ کلآس. د ر ج ریآن. تو * ک ف مون. م حل س گی ا م. ب ه خ یلیآ. ن میذآر م. . برای تبادل لینک هم خبرم کنید! روش جک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خنده دار ترین لطیفه دنیاست! افسوس هر چه سعی کردم مردم بفهمند فقط به من خندیدند. ص رف ا ج ه ت اط ل اع! اولا اگه قراره تبادل لینک بشه نباید یک طرفه باشه وگرنه پاک میشیدツ. دوما هر کی کپی کنه اجرش با ارواح(البته اگه به روح اعتقاد داشته باشه! سوما اونایی که نظرخصوصی میدن مثلا از چی می ترسن؟ Þ α ïñɢ ß нêαя. فاتولز - جدیدترین ابزار.
TOTAL LINKS TO THIS WEBSITE
3
کاش میشد از نو نوشت
کاش میشد از نو نوشت. کاش میشد زندگی را از نو نوشت. نوشته شده در چهارشنبه 24 دی1393ساعت 2:16 توسط سوگند. از خيال خود كپري در بيابان بسازيد ، پيش از آن كه خانه اي در ميان باروي شهر بنا كنيد. زيرا همان گونه كه شما پسين گاهان به خانه مي آييد ، آن سرگشته ي تنها و دور افتاده اي هم كه در شماست باز مي آيد. خانه ي هركسي همان تن اوست ، گيرم بزرگ تر. اين خانه در آفتاب مي بالد و در آرام شب به خواب مي رود و خوابش بي رويا نيست.آيا خانه ات خواب نمي بيند؟ و در خواب از شهر به ميان باغ يا فراز تپه نمي رود؟ آري،او رام كنند...
....!!هـــعــــی روزگار
تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟ من اگر گوشه ی میخانه نشستم ب تو چه! والآبعضیا خیلی دیگه رو نروم میرن.اه .عقاید و رفتارام ب خودم مربوطه ایها الناس! دیگه از کسی متنفر نیستم.سعی میکنم همه رو دوس داشته باشم. دیشب خبر خوبی شنیدم.{ کلیییی خوشآل :) }. جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳. فراموش شدن همیشه از نبودن نیست. جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳. خاطرات تلخ تل خ. خاطراتت هرچه شیرین تر بآشند. گلویت رآ بیشتر میسوزآنند. دوشنبه یکم دی ۱۳۹۳. وقتی که رفتی چشم مردم در غمت خون شد. تآریخ آنرا دوره ی اشک انیان نامید! دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳.
فقط خدا
آرزوی من انسانیت بدون جنسیت است. نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱ساعت 17:31 توسط سوگند. تقصیر برگ ها نیست. نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ساعت 16:40 توسط سوگند. زن بودن کار مشکلیست. مجبوری مانند یک خانم رفتار کنی. همانند یک مرد کار کنی. شبیه یک دختر جوان بنظر برسی. و همتای یک بانوی مسن فکر کنی. نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11:24 توسط سوگند. حال دلم خوب است! نه ار شیطنت های کودکانه اش خبری هست نه از شیون های مداومش. به وقت خواستن تو. تویی که شدی خدای روی زمین من. نوشته شده در...
جالب
من که خوبم امیدوارم شما م خوب باشید. خب یه توضیح کوتاهی بدم با اجازه: خب. ببینید این وب جهت شادی و تفریح و خنده ساخته شدو کارایی میگمو تو خونه انجام ندید خطرناکه.کسایی که شادن و مثه منن که هیچی کسایی هم که دپرسن امیدوارم اینجا مثه ما شن! اهان بعد. اگه به خوناشاما مثه من علاقه دارید به اون یکی وبم سر بزنید پشیمون نمیشید! خب سرتونو درد نیارم. خوش اومدید! نوشته شده توسط tanhaa در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 و ساعت 19:2. نوشته شده توسط tanhaa در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 و ساعت 10:15. سال نو تون مبارک!
❤سوگند376❤(✿طنزوسرگرمی✿)
سوگند376 ( طنزوسرگرمی ). سلام خدمت بازدید کنندگان وب. امیدوارم لحظات خوشی رو تو این وب سپری کنید. با لبخند وارد شوید. هر چه میخواهد دل تنگت بگو. سوتی بازار خنده دارترین سوتی های روز. کیمیاگران جوان سمپاد نهاوند. ღ اتاق خواب ناز من ღ. آموزش ریاضی و رایانه (آقای جهانیان). دختری با اسانس لبخند. دخ تر ج نوبی. جهان به روایت شیمی. گاهی دلم برای خودم تنگ میشود. السلام علیک یا غریب الغربا. ஐ دختر گوگوووولی ஐ. واژه های خود خود خودم. ب ه عشقت بگو . *. اینجا همه چی درهمه! ت نهآ ر هگ ذ رڪوچ ه غ م. اینجا همه چی درهمه.
خرس مهربون
دیدی شباموقع خواب میشینی عکسای گوشیتونگاه میکنی اس ام اس هارومیخونی؟ بعضی هااین عادت رو دارن. دمر میخوابی یه ملافه میکشی روت چونه روبالش گوشیتم دستت عکسارو میبینی. تو روز زیاد برات جذابیت ندارن اما شبا دیدنشون خیلی میچسبه اس ام اس هارو میخونی.بررسی میکنی.تحلیل میکنی. اسمش رو میبینی قفل میشی روش! میخوای امتحان کنی.اما نمیتونی پیش خوت میگی smmخالی بدم؟ اگه بازم ببینمش رفتارش چه جوریه؟ اونم به فکر من هست؟ نکنهنکنه کسی داره میبوستش؟ تو بغلش الکی خودمو زدم به خواب شنیدم گفت.چی میشد جای تو عشقم بغلم بود! لعنت ...
عاشقانه
تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی، همتی کن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است. حقیر تر از آنند تا تورا. در خود جای دهند. در مقابل قلب مهربانت. چاره ای جز سکوت ندارد! تو احساسی هستی توصیف نا شدنی. عشقی را شعله ور کردی. که معنای خاموشی را نمی فهمد! امید را در دل نا امید من زنده کردی. کلمات را لایق توصیف تو ندانم! یکشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۴ ] [ ۱۲:۰ بعد از ظهر ] [ S0GAND ] . دیروز لا به لای. دنبال تو می گشتم. همه جا را گشتم. بین ردیف ها و قافیه ها. حتی داخل جیب حروف هارا هم گشتم. فکر کردم شاید پشت یکی از همین کلمات قایم شدی.
سوگند
را که برعکس کني . دهخدا را مي شناسي؟ لغت نامه اش را که باز کردم نوشته بود:. قشاع: دردي که آدم را از درمان مايوس ميکند! نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:2 توسط سوگندابراهیمی. شیشه ای می شکند یک نفر می پرسد که چرا شیشه شکست؟ یک نفر می گوید: شاید رفع بلاست،. دیگری می گوید: شیشه را باد شکست؟ دل من سخت شکست. هیچ کس هیچ نگفت. از خودم می پرسم: ا. رزش قلب من ازشیشه یک پنجره هم کمتر بود؟ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:42 توسط سوگندابراهیمی. آغاز همیشه شروعی است برای پایان و چه. خدایا ...
عشق من
تعطیل شد بای همگی. نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 17:47 توسط khodam.
درباره من
مریدی از استادش پرسید: عشق چست؟ استاد در جواب گفت:"به گندمزار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندمزار، به یاد داشته باش که نمیتوانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! مرید به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ و مرید با حسرت جواب داد: "هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشههای پرپشتتر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشتترین، تا انتهای گندمزار رفتم.". استاد گفت: "عشق یعنی همین! مرید پرسید: پس ازدواج چیست؟ استاد گفت: "ازدواج هم یعنی همین! آنها در دست خود قاشق هایی با دسته ...
شبای تار....!
حاجی من دستمو گم کردم یکی زاپاس دارین؟ چشم ها وسايه ها. كوچه پس كوچه دل. تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن. موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود. بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن. پرستار پرسید چی شده؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید :. نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد :. خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه. شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد. از پنجره به بیرون نگاه کردم.