SOKOTEJADOEI.BLOGFA.COM
سکوت جادوییسکوت جادویی - ...و خدایی که در این نزدیکی ست
http://sokotejadoei.blogfa.com/
سکوت جادویی - ...و خدایی که در این نزدیکی ست
http://sokotejadoei.blogfa.com/
TODAY'S RATING
>1,000,000
Date Range
HIGHEST TRAFFIC ON
Saturday
LOAD TIME
0.8 seconds
16x16
PAGES IN
THIS WEBSITE
20
SSL
EXTERNAL LINKS
125
SITE IP
38.74.1.43
LOAD TIME
0.844 sec
SCORE
6.2
سکوت جادویی | sokotejadoei.blogfa.com Reviews
https://sokotejadoei.blogfa.com
سکوت جادویی - ...و خدایی که در این نزدیکی ست
sokotejadoei.blogfa.com
سکوت جادویی - آشنای غریب
http://www.sokotejadoei.blogfa.com/post-45.aspx
و خدایی که در این نزدیکی ست. باتوام ای آشنای غریب در دیار بی کسی. باتوام مانده در کوچه های دلواپسی. باتوام ای عاشق خفته در عشق ابدی. باتوام ای همراه مرغکان بال و پر شکسته دیار خویش. با توام ای راوی روزهای غم و تنهایی. با توام ای همدرد. و ای هم نفس. با توام ای همیشه همراه قصه های هزار و یک شب. با توام که می آیی. دلت نلرزد در هر با آمدنت. هیچ کس نخواهد دانست. به خود قبولانده ام که من نیز نمی دانم! حال من خوب است شاید! تنها نگرانیم زیاد خوب بودنم است! یادت باشد هر بار که در آیینه صداقت نوشتهایم آه می کشی.
سکوت جادویی - سپندگان گرامی
http://www.sokotejadoei.blogfa.com/post-53.aspx
و خدایی که در این نزدیکی ست. دوستت دارمها را نگه ميداري براي روز مبادا،. دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را. اين جملهها را که ارزشمندند الکي خرج کسي نميکني! بايد آدمش پيدا شود! بايد همان لحظه از خودت مطمئن باشي و بايد بداني که فردا، از امروز گفتنش پشيمان نخواهي شد! س نت که بالا ميرود کلي دوستت دارم پيشت مانده، کلي دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسي نکردهاي و روي هم تلنبار شدهاند! فرصت نداري صندوقت را خالي کني! صندوقت سنگين شده و نميتواني با خودت ب کشياش. شروع ميکني به خرج کردنشان! اما بگذار به سن تو برسند!
سکوت جادویی - هوا بود!
http://www.sokotejadoei.blogfa.com/post-49.aspx
و خدایی که در این نزدیکی ست. هوا بود، نفس کشیدن سخت بود. دوست دیرینه بود، نمی دانم چه شد که خاکش دامنگیرشد! عشق بود نان نبود، می شد کاری کرد نان دست یافتنیست . دگر باد را به هرزگی می خوانند که فقط رخت از تن به در می آورد. وآفتاب که شریک دزد گردیده و رفیق قافله که بیشتر تن می سوزاند. از ابر خبری نبود، شاید در پی معشوقی رفته و راه را گم کرده. ودر دیاری دگر وا مانده بود. اسیر روح و روح سرگشته و حیران برای فقط یک عشق. وعشق در حسرت یک نفس راحت کشیدن. که چقدر ، سخت شده بود! پشت این هیچ بزرگ هیچی نیست .
سکوت جادویی - خدا، کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
http://www.sokotejadoei.blogfa.com/post-56.aspx
و خدایی که در این نزدیکی ست. رونوشت قرارداد که نوشته شد صاحب خانه شروع کرد به تعریف از خودش و خونه ای. نو ئی که خریده و صاحب سایت مسکن از محیطی که پیشنهاد کرده و مبلغ. اجارهایی که روز به روز سر به فلک کشیده میشه و تورم و خرابی بازار ما هم نگاهی. به هم انداختیم و زیر لب گفتم کی تموم میشه خسته ام و هم خونه ایم گفت : الان. تموم میشه. نرخ اجارها دوبرابر شده بود و ماهم خودمونو خفه کرده بودیم تا اجاره. ندیم و رهن کنیم و بلاخره خونه رو پیدا کرده بودیم .در همین موقع یک خانم حدود ۸۰. رفتیم و هیچ چیز نگفتیم فکر کن...
سکوت جادویی - نور
http://www.sokotejadoei.blogfa.com/post-57.aspx
و خدایی که در این نزدیکی ست. دلم هوای سفر داشت. برای یافتن کلمه ی به نام تجربه. می رفتم بی هیچ فکری. و بی هیچ نقشه ای. و بی هیچ ره توشه ای. افسوس پایم در بند است. بندی محکم که قابل رهایی نیست! پس روی زمین می کشم با انگشتانم روی خاک. دختری با لباسهای حریر. با هاله های رنگا رنگ اطرافش. و موهای به باد سپرده. چشم به افق دور بسته به پیش میرود. و پشت سر او بندهای گسسته. و چند قدم برجای مانده. و چند قطره خون بر زمین ریخته . نوشته شده در 91/06/26. ساعت 10:7 توسط آشوب. پشت این هیچ بزرگ هیچی نیست . قالب های لوکس تم.
TOTAL PAGES IN THIS WEBSITE
20
عاشقانه ها - آخه من یک دخترم
http://traneh100.blogfa.com/post-431.aspx
من روز پنجشنبه 26 مهر . به دنیا اومدم. تلخی ها و شیرینی های زیادی چشیدم. اما دلم میخواد شیرینی ها رو با همه تقسیم کنم. به امید موفقیت خودم. پنل رایگان پیام کوتاه. آخه من یک دخترم. تاريخ : دوشنبه هفتم اسفند 1391 7:56 نویسنده : mtn. این یک داستان واقعی است شاید پند آموز باشد. مادرم یک چشم نداشت. در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود. من. کلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول. برای من آنقدر قیافه مامان عادی. شده بود که در نقاشیهایم هم متوجه نقص عضو او نمیشدم و همیشه او را با. را آن زمان فهمیدم.
"دنیای کوچیک من"
http://www.newworld2.blogfa.com/8806.aspx
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد. پيش از اينها فكر ميكردم خدا. خانه اي دارد ميان ابرها. مثل قصر پادشاه قصه ها. خشتي از الماس وخشتي از طلا. پايه هاي برجش از عاج وبلور. بر سر تختي نشسته با غرور. ماه برق كوچكي از تاج او. هر ستاره پولكي از تاج او. اطلس پيراهن او آسمان. نقش روي دامن او كهكشان. رعد و برق شب صداي خنده اش. سيل و طوفان نعره توفنده اش. دكمه پيراهن او آفتاب. برق تيغ و خنجر او ماهتاب. هيچكس از جاي او آگاه نيست. هيچكس را در حضورش راه نيست. پيش از اينها خاطرم دلگير بود. از خدا در ذهنم اين تصوير بود.
عاشقانه ها - داستان آهنگر
http://traneh100.blogfa.com/post-422.aspx
من روز پنجشنبه 26 مهر . به دنیا اومدم. تلخی ها و شیرینی های زیادی چشیدم. اما دلم میخواد شیرینی ها رو با همه تقسیم کنم. به امید موفقیت خودم. پنل رایگان پیام کوتاه. تاريخ : سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 8:9 نویسنده : mtn. آهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سالها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگیاش اوضاع درست به نظر نمیآمد. حتی مشکلاتش مدام بیشتر میشد. اول تکهی فولاد را به اندازهی جهنم حرارت میدهم تا سرخ شود. آهنگر مدتی سکوت کرد و سپس ادام...
عاشقانه ها
http://traneh100.blogfa.com/9103.aspx
من روز پنجشنبه 26 مهر . به دنیا اومدم. تلخی ها و شیرینی های زیادی چشیدم. اما دلم میخواد شیرینی ها رو با همه تقسیم کنم. به امید موفقیت خودم. پنل رایگان پیام کوتاه. تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 15:21 نویسنده : mtn. به سرآستین پاره کارگری که دیوارت را میچیند و به تو میگوید،ارباب. نخند! به پسرکی که آدامس میفروشد و تو هرگز نمیخری. نخند! پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه میرود و شاید چندثانیه کوتاه معطلت کند. نخند! به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه پیراهنش جمع شده. نخند! Weblog Themes By Pichak.
عاشقانه ها
http://traneh100.blogfa.com/9102.aspx
من روز پنجشنبه 26 مهر . به دنیا اومدم. تلخی ها و شیرینی های زیادی چشیدم. اما دلم میخواد شیرینی ها رو با همه تقسیم کنم. به امید موفقیت خودم. پنل رایگان پیام کوتاه. تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 15:49 نویسنده : mtn. بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه. صاحب رفعت دیگر گردی. گفت نی نی هرگز. من برای این کار. مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم. آسمانی شوی وخرمن اخترگردی. گفت نی نی هرگز. من برای این کار. در دلم گنج نهان کم دارم. این جهان را گفتم. هستی کون ومکان را گفتم. همه ی رفعت را. همه ی عزت را. همه ی شوکت را.
"دنیای کوچیک من"
http://www.newworld2.blogfa.com/8711.aspx
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد. از دل و دیده، گرامی تر هم آیا هست؟ آری ز دل و دیده گرامی تر: دست! زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان،. بی گمان دست گرانقدرتر است. هر چه حاصل کنی از دنیا،. هرچه اسباب جهان باشد، در روی زمین،. دست دارد همه را زیر نگین! سلطنت را که شنیده است چنین؟ شرف دست همین بس که نوشتن با اوست،. خوشترین مایه ی دلبستگی من با اوست. در فروبسته ترین دشواری،. بارها بر سر خود بانگ زدم:. هیچت ار نیست مخور خون جگر،. بیستون را یاد آر. دستهایت را بسپار به کار،. کوه را چون پر کاه از سر راهت بردار!
"دنیای کوچیک من"
http://www.newworld2.blogfa.com/8706.aspx
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد. عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند، ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد. زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد :. چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند . نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود. شهبال های کهنسالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد. سرانجام ، پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده . و 30 سال دیگر زندگی می کند.
تالشیمه - یک خاطره
http://www.taleshalava.blogfa.com/post-53.aspx
DOCTYPE html PUBLIC "-/ W3C/ DTD XHTML 1.0 Strict/ EN" "http:/ www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd". نوجوان که بودم همیشه از رفتارهاي بابام ناراحت مي شدم. موقع رفتن به سربازیم رسید پدرم گفت : این دوسال برات مثل یک امتحانه یک امتحانه واقعی میری و مرد می شی یه مرد واقعی برای یه زندگی واقعی بلکه اونجا بتونی خیلی چیزها رو یاد بگیری, توی دلم گفتم هرجا برم بهتر از این خونه است . برای دوره آموزشی به بانه اعزام شده بودیم و از تهران تا اونجا راه درازی در پیش بود. نوشته شده در ۹۲/۰۳/۰۲ساعت 9:38 توسط صدف.
"دنیای کوچیک من"
http://www.newworld2.blogfa.com/8804.aspx
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد. ترجمه ای خلاصه از اگر کوسه ها آدم بودند. دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای Keuner پرسید:. اگر کوسهها آدم بودند با ماهیهای کوچولو مهربانتر میشدند؟ آقای Keuner گفت: البته! اگر کوسهها آدم بودند،. توی دریا برای ماهیها جعبههای محکمی میساختند. همه جور خوراکی توی آن می گذاشتند. مواظب بودند که همیشه پر آب باشد. هوای بهداشت ماهیهای کوچولو را هم داشتند. برای آن که هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد،. گاهگاه مهمانیهای بزرگ بر پا میکردند،. چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است. انجمن نج...
دو کلام حرف حساب - عجبااااا
http://www.fekresistemi.blogfa.com/post-96.aspx
دو کلام حرف حساب. گرفتم بعد عمری مدرکی چند. و اینجانب شدم حالا مهندس. ندانستم که ریزد از چپ و راست. زپائین و از اون بالا مهندس. به مرد قهوه چی میگفت اصغر. دو تا چایی قند پهلو مهندس. شنیدم کودکی می گفت در ده. به مردی با چپق خالو مهندس. زجنب دکه ای بگذشت مردی. صدا آمد ، آب آلبالو مهندس. خلاصه میخورد خون جماعت. همیشه بد تر از زالو مهندس. شنیدم با تشر میگفت معمار. به آن ور دست حمالش ، مهندس. همین مونده که فرداهم بگویند. به گوساله و امثالش مهندس. یهو یاد عزیزی کردم ای داد. فدای آن لب و خالش مهندس.
TOTAL LINKS TO THIS WEBSITE
125
سکوت شب
اینجا شب هست . تاریک . اما من سکوتش را بیشتر دوست دارم. وبلاگم . تنهاییت مبارک. هفته چهارم آذر ۱۳۹۱. هفته سوم آذر ۱۳۹۱. هفته او ل آذر ۱۳۹۱. هفته او ل آبان ۱۳۹۱. هفته چهارم مهر ۱۳۹۱. هفته چهارم مرداد ۱۳۹۰. هفته دوم تیر ۱۳۹۰. هفته سوم فروردین ۱۳۹۰. هفته دوم بهمن ۱۳۸۹. هفته دوم آذر ۱۳۸۹. هفته او ل آذر ۱۳۸۹. هفته او ل آبان ۱۳۸۹. هفته چهارم مهر ۱۳۸۹. هفته سوم مهر ۱۳۸۹. مجله اینترنتی یک پارس. فتنه گران در پناه شیخ. فانوسم را محکم گرفته و به راهم ادمه می دهم. Weblog Themes By Blog Skin. چه برسه به پدر و مادرم .
تینار
شاید زندگی آن جشنی نباشد که انتظارش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوان. قهر میکردیم تا قیامت. ای بعد قیامت میشد. من از چشمان خود آموختم رسم محبت را. که هر عضوی به درد آید به جایش دیده میگرید! نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:13 توسط عرفان. بعضی وقتا آدما الماس تو دستشون دارن. بعد چشمشون میفته به گردو. خم میشن گردو رو بردارن المساس میفته تو شیب زمین. و به عمق زمین فرو میره. میدونی چی باقی میمونه؟ یه آدم، یه ذهن باز،یه گردوی پوک،و یه دنیا حسرت. قتی نمیتوان رفت همین یک پا هم اضافه است.
سکوت حرف
به نام خوشت.حال من از آنچه که هست خوش تر است. سلام و درود بر دوستان .حالتون؟ اول از همه به وبلاگ من خیلی خوش اومدید.امیدوارم از نوشته هام لذت ببرید. برچسبها: اول از همه. نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 11:50 توسط مهشید. از میان آن همه شلوغی خاطراتی که با یکدیگر داریم یک چیز را خوب بیاد می آورم.زمانی گفتی:حس گم شدن پدر و مادر پروانه ها با حس عاشق شدن آدم ها یکی است. راستش من این روز ها گم شده ام.یا شاید هم عاشق.من بین پروانه و آدم بودن خودم درگیرم. اصلا نکند تو.عاشق شده ای نه؟ گاهی از سر ک...
میکده آرزو
هر چی دلت بخواد. گوشهای خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجز. شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد! نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 20:39 توسط mahtab. ثروت من اشکهایم هستند که بی دریغ به پای ناباوری هایم ریخته می شوند. نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 20:39 توسط mahtab. اینجا سرزمین واژه های وارونه است جایی که گنج،جنگ میشود. و قه قه،هق هق. اما دزد همان دزد میماند.و گرگ همان گرگ. نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 20:38 توسط mahtab. هم دل خسرو شکافت هم جگر کوه کن.
***کوچه پس کوچه های دلتنگی***
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر. کد صفحه ورودی عاشقانه. کوچه پس کوچه های دلتنگی* *. 15فروردین تولد دوست صمیمیمه و میخوام 1376کامنت تبریک تولدبراش جمع کنم. خواهشا به این آدرس http:/ bestfriend1376.blogfa.comبرید و کامنت بذارید.ممنون. شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ 17:23 NAZANIN. که هر صدايي که در. سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ 22:18 NAZANIN. گاهے בلم بﮧ انבازه ے تمام בنیا. میریزم گاهے صבاے قهقهﮧ ام. تمام شهر رو پر. פرف نمیزنم . و بالشم را بﮧ. همﮧ ے شانﮧ هاے سرב و بے اפساس. بﮧ פ وבم میپیچم. خ ف ﮧ ش و בیگ ﮧ...
سکوت جادویی
و خدایی که در این نزدیکی ست. شهامتت ستودنی ست باران! اشکهای من هیچ گاه شاهدی نداشته اند. ولی تو جلوی چشمان همه می باری! یه کار جدید سیاه قلم از خودم. نوشته شده در 92/04/04. ساعت 14:7 توسط آشوب. همه جا تیره شد. روح نفسی تازه کشید. آه ه ه ه ه ه آرام گرفت. گل موهایش را با قطره ای شانه زد. همه یک رنگ شدیم. نوشته شده در 92/02/04. ساعت 10:23 توسط آشوب. اشکها راه خود را کج کرده اند و از بیخ گوش می گذرند دگر! و لبهای تشنه و منتظر! هر روز آه ه ه ه. نوشته شده در 91/12/09. ساعت 12:10 توسط آشوب. نوشته شده در 91/11/25.
ayda.esgh.blogfa.com
عابد چشم سخنگوي توام. من در اين تاريكي. من در اين تيره شب جانفرسا. زائر ظلمت گيسوي توام. گيسوان تو پريشانتر از انديشه ي من. گيسوان تو شب بي پايان. كاش با زورق انديشه شبي. از شط گيسوي مواج تو من. بوسه زن بر سر هر موج گذر مي كردم. كاش بر اين شط مواج سياه. همه ي عمر سفر مي كردم. من هنوز از اثر عطر نفسهاي تو. گيسوان تو در انديشه ي من. كاشكي پنجه ي من. در شب گيسوي پر پيچ تو راهي مي جست. چشم من چشمه ي زاينده ي اشك. گونه ام بستر رود. كاشكي همچو حبابي بر آب. در نگاه تو رها مي شدم از بود و نبود. شب تهي از مهتاب.
So KoteK.
Dimanche 13 décembre 2015. La petite blouse rayée. Bon ok j'ai menti on parle pas de ce que j'ai fait avec les restes du tissu de mon précédent post mais ça n'est que partie remise, promis! Toute cette flotte m'avait donné l'esprit marin, donc je l'ai bien entendu (enfin contrainte et forcée vous l'aurez compris) pris sous mon aile (c'est-à-dire que je l'ai acheté) pour lui faire vivre sa vie de tissu en confectionnant une jolie petite bouse. Pour m'assurer des finitions propres et pour maintenir certain...
Şokotek / 0212 530 07 77
Web sitemiz yayına hazırlanıyor. Ladin Sok. Kuyumcukent Wedding World AVM K:1 Dk:641 Yenibosna Merkez Mah. Bahçelievler, İstanbul. 90212 530 07 77.
سكوت كبود
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی، یک شمع روشن کن! نعش مرا بگذار سرگردان بماند. نعش مرا بگذار سرگردان بماند. بگذار از اين چوبه آويزان بماند. حيف است سقف خانه ي اميد هايم. مثل دل ديوانه ام، ويران بماند. بايد مرا بگذاري و بگريزي از شهر. تا راز نا بگشوده ام پنهان بماند. از جاده اي بي رهگذر ، از جاده اي كور. طوري مي آيم تا جهان حيران بماند. حالا تعارف مي کني يک استکان چاي؟ حتي نمي خواهي كسي مهمان بماند. يك چوب رختي يك لباس تازه از شعر. سهم كسي كه خواست در زندان بماند. عجب صبري خدا دارد! عجب صبري خدا دارد!